الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

73

الغدير ( فارسى )

حاكم گويد : اصحاب معاويه در آخرين شب زندگى اين افراد ديدند كه چگونه همگى شب را در عذراء با دعا و نماز و عبادت به روز آوردند و در شگفت بودند و از تحسين و بزرگداشت اخلاصشان نتوانستند خوددارى كنند ، ليكن به اشارهء معاويه به آنها پيشنهاد شده بود كه هرگاه على را لعن و از او تبرّى كنند ، در امان خواهند بود و آزاد مىگردند ، اما آنها اين پيشنهاد را نپذيرفتند و در راه دوستى و مهر على كشته شدند . « 1 » در سخنان امام حسين عليه السّلام شنيديم كه خطاب به معاويه فرمود : آيا تو قاتل حضرمى نيستى كه زياد دربارهء او به تو نوشت : او بر دين على است و گناهش جز اين نيست كه كسى را دوست مىدارد كه موالات او را خداوند در قرآن كريم با ولايت خود و ولايت رسول اللّه مقرون دانسته است . « 2 » ما نمىدانيم كه آيا در شريعت آمده كه خوددارى از مهر امام هدايت و دشنام به او ، موجب گرفتن امان مىشود ، و گرنه بايد در انتظار اعدام بود ؟ يا اينكه برعكس ، ولايت آن حضرت ، فريضهء ثابتى است كه هركس بايد به اين ضرورت دين عمل كند ، و در واقع ترك موالات بايد موجب كشتن شود ، و حال اينكه كشتن دوستان على عليه السّلام گرامىترين كار در نظر معاويه بود و بيهوده نيست كه در روايت ابن كثير مىخوانيم : عبد الرحمن بن حارث به معاويه گفت : آيا حجر بن عدى را مىكشى ؟ معاويه گفت : كشتن او در نظر من از كشتن صد هزار تن بهتر است . « 3 » آرى ، ما نمىفهميم ، ليكن در فقه معاويه و در قاموس شهوات او چنين اعمالى رواست . او هرگز به نصيحت هيچ خيرخواهى گوش نمىداد . آنگاه كه حجر در زندان عذراء بود و معاويه با رايزنان خود به مشورت نشسته بود ، عبد اللّه بن زيد بن اسد بجلى به وى گفت : اى امير مؤمنان ، تو رهبر مايى و ما رعيت تو ، تو ركن مايى و ما ستون‌نگهدار تو . هرگاه عقاب كنى ، گوييم سزاوار است و هرگاه ببخشايى ، گوييم كار نيكو كردى . عفو به تقوا نزديك‌تر است و هرپيشوايى مسئول زيردستان خويش است . « 4 »

--> ( 1 ) . المستدرك : 3 / 470 . ( 2 ) . ر ك : سورهء مائدة 5 / 55 . ( 3 ) . البداية و النهاية : 8 / 54 . ( 4 ) . المستدرك ، حاكم : 3 / 469 .